
دربارهی هنر زمانبندی فرار
سروش صحت
ما یاد گرفتهایم ماندن را همسنگ شجاعت بدانیم. فکر میکنیم قهرمانها هرگز نمیگریزند؛ اما کسی نگفته گاهی در ماندن فضیلتی نیست. بعضی وقتها فرار نام دیگر بقاست، همیشه از ترس نمیآید؛ گاهی از آگاهی متولد میشود، از لحظهای که میفهمی اینجا دیگر جای تو نیست. برای همین، فرار بعضیوقتها یعنی بازپس گرفتن اراده از سرنوشت؛ یعنی انتخابِ راه خودت در جهانی که مدام میخواهد جای ایستادنت را تعیین کند. در این زندگینگاره، سروش صحت از لحظههای گریزش نوشته؛ از ترسِ تاریکی تا وحشتِ مرگ. نویسنده در متن با خودش بزرگ میشود و از چیزهایی که تغییر نمیکنند عبور میکند و درست در جایی که باید بماند میماند. این روایت دربارهی هنرِ زمانشناسیِ فرار است؛ دربارهی انسانی که یاد میگیرد گاهی شجاعانهترین کار فرار است؛ نه از زندگی، که به سمت آن.
برای مطالعهی کامل روایت نسخهی چاپی شمارهی دوم را تهیه کنید.

