
در باب شکاف باریک تولد و فروپاشی
بنفشه رحمانی
گاهی فاصله درست همان جایی شکل میگیرد که قرار بوده نزدیکترمان کند؛ میان سکوتهای مطب، پشت امضایی در محضر یا وسط بغضی در لابی بیمارستان. گاهی رنج مشترک، به جای وصل کردن، دیواری نازک میان دو نفر میکشد. گاهی امید آمدن کسی بدل میشود به آزمونی فرساینده برای تحملِ چیزی که از راه نمیرسد. و آن وقت است که فرار شکل تازهای پیدا میکند: راهی برای دوام آوردن. بنفشه رحمانی در زندگینگارهای که میخوانید از تجربهی نازایی نوشته. از شیوهای برای بچهدار شدن که او را از فرایند مادری حذف کرده. از رنج و شوقی توأمان که او را با این سؤالهای مهم مواجه کرده که آیا ماندن در میدان نبرد همیشه به معنای پیروزی است؟ آیا هر خواستهای ارزش جنگیدن دارد؟ یا فقط سرابی است که تو را تشنهتر میکند؟
برای مطالعهی کامل روایت نسخهی چاپی شمارهی دوم را تهیه کنید.

