
در ضرروت گریز
ریچل کاسک
ترجمهی مژده دقیقی
فرار از غریزیترین واکنشهای ماست. پیش از آنکه یاد بگیریم چگونه دوست بداریم یا بمانیم، میآموزیم چگونه بگریزیم؛ از درد، از تنگنا، از فشارهای روزمره. فرار واقعی اما هیچوقت بیدردسر نیست؛ رد زخمی برجای میگذارد، خلئی همیشگی میسازد و دردی خفیف در آدم میماند از چیزی که دیگر سر جای خودش نیست. جستار ریچل کاسک از همین نقطه آغاز میشود: در مطب دندانپزشکی، دندانی که دیگر امیدی به نجاتش نیست باید کشیده شود. اما زیر این تصویر ساده رد گریزی دیگر نهفته است: زنی که میخواهد از ویرانههای ازدواج و از عادت دور شود. کاسک با نگاهی موشکافانه و با دقت یک جراح مفهوم فرار را میشکافد. او نشان میدهد میل به رهایی هم بیرحمانه است و هم نجاتبخش و ترک هر آنچه زمانی پایدار بوده گاهی زخمی عمیق به جا میگذارد. در این زندگینگاره فرار بهغیر از ماجراجویی و انتخابی آگاهانه آخرین واکنش بدن است؛ لحظهای که خودِ درد مسیرِ رهایی را ترسیم میکند.
برای مطالعهی کامل روایت نسخهی چاپی شمارهی دوم را تهیه کنید.

