شمارهی سوم| روایت مستند

آنا بورکوفسکا یکی از آخرین لهستانیهای بازمانده از تبعید جنگ جهانی دوم بود؛ زنی که در جوانی از ورشو به تهران آمد و سالها بعد، مقابل دوربین خسرو سینایی، به روزهایی برگشت که هنوز در حافظهاش زنده بودند. فیلم مرثیهی گمشده روایت دشوار به یاد آوردن اوست: مکثها، سکوتها، جملههای نیمهتمام و زبانی که گاهی از پیدا کردن کلمه برای گذشته بازمیماند. سینایی در این مستند دوربینش را آرام و بیمزاحمت مقابل چهرهی آنا نگه میدارد و اجازه میدهد خودِ خاطره، با تمام مقاومت و دردش، راهش را به بیرون پیدا کند. آنچه از جنگ در ذهن او باقی مانده خاطرهی آوارگی است که در زبان، بدن و حافظهی او بازمانده، طوری که هنوز نمیتواند آنچه را بر او گذشته کاملاً نگه دارد یا حتی رها کند. این متن در قالب یک ویدیوجستار بازآفرینی شده است؛ فرمی میان ناداستان مکتوب و روایتی تصویری که در آن متن و فیلم دو مسیر موازی روایتاند. هر قطعه از جستار به سکانسی از فیلم مرثیهی گمشده متصل میشود و کیوآرکد آن بالای متن موجود است.

