شمارهی دوم | روایت بازمانده

راپورت وقایع مختلف محلات در دارالخلافه
در روزگار قدیم هم، مثل امروز، کار بعضی آدمها بزندررویی بوده. کار خلافی انجام بده، دزدی کن، آدم بکش، تجاوز کن، نطفهای را در رحمی بکار و بعد هم فرار کن و برو. کاری نداشته باش که بر سر آن بیچارهها چه بلایی خواهد آمد؛ کار خودت را بکن و مسئولیتی هم بر گردن نگیر: دیوار حاشا بلند است، انکار کن! پس از سفر دوم ناصرالدینشاه به فرنگ، کنت دو مونت فورتِ اتریشی به دعوت او به تهران آمد، نظمیه را تشکیل داد و ریاستش را بر عهده گرفت. علاوهبر آموزش نیروها برای ادارهی شهر، او به آنها یاد داد هرروز گزارش مختصری از وقایع روزانه بنویسند؛ گزارشهایی که خواندنشان تصویری روشن از وضعوحال روزها و شبهای تهران ناصری پیش چشم ما میگذارد: عروسیها، مرگها، تولدها، دزدیها، اوضاع بازار و مشاغل، اوضاع نظافت معابر، مشاجرهها و... آنچه در ادامه میخوانیم نمونههایی از گزارشهای مأموران نظمیهی آن روزهاست از آدمهایی که خطا کردهاند و ناچار پا به فرار گذاشتهاند.
برای مطالعهی کامل روایت نسخهی چاپی شمارهی دوم را تهیه کنید.

