شمارهی دوم | اندیشهی روایت

گفتوگو با گلی امامی، مترجم و نویسنده
دربارهی تلقی ما از ناداستان
بیش از دو دهه از رواج واژههایی چون «جستار» و «ناداستان» در زبان فارسی میگذرد، بااینحال هنوز بر سر نام این قالب به توافق نرسیدهایم. کسانی هستند که «نانفیکشن» را ترجیح میدهند، گویی برای نامیدن این ژانر باید از زبان دیگری وام بگیرند. همین اختلافِ ظاهراً ساده نشان میدهد که تلقی ما از ناداستان، بیش از آنکه از ریشههای خودمان جوانه زده و روییده باشد، در خاک منابع غربی پرورش یافته است.
از دل همین تردید پرسشهای مهمی برمیخیزد: آیا معنای این قالب را درست فهمیدهایم؟ اگر فهمیدهایم، چرا میان آنچه امروز با عنوان جستار و ناداستان در مجلات و کتابها میخوانیم و نمونههای موفق جهانی اینهمه فاصله وجود دارد؟ و اگر هنوز در تعریفش ماندهایم، آیا وقت بازخوانی و بازتعریف آن نرسیده است؛ آن هم در فرهنگی که قرنهاست روایت مستند و تأملمحور را در قالبهای گوناگون آزموده است؟ برای یافتن پاسخ سراغ کسی رفتهایم که هم چشم به جهان دارد و هم دل در گروِ ادبیات این سرزمین؛ مترجمی که کارنامهاش میان داستان و ناداستان پل زده است و بهخوبی میداند روایت مستند چگونه اندیشه را به زندگی پیوند میدهد. گلی امامی از آن صداهای کمیاب است. سالها خواندن، ترجمه و زیستن در جهان روایت او را به این باور رسانده که ناداستان فقط شیوهای برای نوشتن نیست؛ روشی است برای دیدن و زیستن. تمرینی برای دقیق نگاه کردن، برای شنیدن صدای واقعیت زیر غبار روایتهای رسمی و برای ثبت انسانیِ آنچه بر ما میگذرد، بیآنکه به دام خیالپردازی بیپشتوانه یا خشکی گزارشگری صِرف بیفتیم.
برای مطالعهی کامل روایت نسخهی چاپی شمارهی دوم را تهیه کنید.

